السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
553
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، آن غيبهايى كه احدى از آن اطلاع ندارد ، و جز خدا كسى را بدان آگاهى نيست ، چون خداى تعالى بعضى از مسائل غيبى را به بعضى از انبيايش اطلاع مىدهد ، ولى قيامت از آن حوادثى است كه علمش مخصوص به خود اوست ، هم چنان كه فرموده : « لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ » . * ( « ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِه تَسْتَعْجِلُونَ » ) * اين آيه حكايت مىكند آن خطابى را كه خداى تعالى و يا ملائكه اش به امر او در روز قيامت به خراصان مىكنند ، در حالى كه در آتش افتاده مىسوزند . و معناى آن اين است كه : به ايشان گفته مىشود بچشيد عذابى را كه مخصوص شما است ، اين عذاب همان بود كه عجله مىكرديد ، و به عنوان استهزاء مىگفتيد : چه وقت مىرسد . * ( « إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ » ) * اين جمله حال متقين را بيان مىكند ، آن حالى را كه در قيامت دارند . و اگر جنات و عيون را نكره ( بدون الف و لام ) آورده براى اين است كه به عظمت مقام و منزلت آن اشاره نموده ، بفهماند وضع بهشت طورى نيست كه اشخاص بتوانند با زبان ، توصيف كنند . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه قرار گرفتن متقيان در بهشت درست است ، چون بالآخره بهشت منزلگاهى است ، ولى چشمه ها كه قرارگاه نيستند ، چرا فرموده : متقيان در چشمه ها هستند ؟ جواب اين است كه اين تعبير از باب توسعه و مجاز است ، و معناى تحت اللفظى منظور نيست . * ( « آخِذِينَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُحْسِنِينَ » ) * يعنى آنها قابليت آنچه را كه پروردگار مهربان به آنها اعطاء كرده دارند در حالى كه از خداوند و از آنچه به آنها داده راضىاند . اين معنا از تعبير به « آخذين » و « ايتاء » و از نسبت ايتاء به پروردگارشان فهميده مىشود . اين آيه مطالب قبل خود را تعليل كرده مىفرمايد : اگر متقين چنين وضعى دارند به خاطر اين است كه قبلا يعنى در دنيا در اعمالشان نيكوكار بودند ، و اعمال نيكى داشتند . * ( « كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ » ) * اين آيه و آيات بعدش توضيح مىدهد كه چگونه نيكوكار بودند ، مگر چه مىكردند . كلمه « هجوع » كه مصدر فعل « يهجعون » است ، به معناى خواب در شب است . بعضى « 1 » هم گفتهاند اصلا به معناى خواب اندك است . ممكن است كلمه « ما » زائده باشد و كلمه « يهجعون » خبر باشد براى كلمه « كانوا » ، و كلمه « قليلا » ظرفى باشد متعلق به « يهجعون » و ممكن هم هست كلمه « قليلا » صفت باشد براى مفعول مطلقى كه در كلام نيامده ، كه تقدير آن « يهجعون هجوعا قليلا »
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 8 .